شکل ساختاری بدن انسان و درمان بیماری ها از منظر قانون مفرد اعضا

08 فروردين 1397 نویسنده :  

شکل ساختاری بدن انسان

حکیم صابر ملتانی که در طب قانون اعضای مفرد به عنوان حکیم انقلاب در معالجه شناخته می شود توانسته است با تجربه های بدست آمده بدن انسان را به شش قسمت تقسیم کند و برای غلبهای هر مزاج جای مشخصی را نشان دهد.

برای فهم این مطلب به شکل ساختاری بدن انسان که اینجا رسم شده است و محل غلبه های هر مزاج در آن مشخص گردیده است توجه فرمایید:

لازم به توضیح است که نقاط تعیین شده در بدن انسان برای معرفی غلبه ی هر مزاج می تواند یک قاعده ی اکثری باشد، اما نمی توان آن را به عنوان یک قاعده ی کلی شناخت.

 

حال در پرتو توضیحات یاد شده به شرح و توضیح هرچه بیشتر ماهیت نظریه ی قانون اعضای مفرد می پردازیم .

مطابق این نظریه لازم است قبل از هر چیز توجه شود که کدام یک از اعضای مفرد در حالت تحریک به سر می برد و قوی تر از دو عضو دیگر عمل می کند. (تقریبا علایم تحریک یک عضو از این قرار است که به خاطر هدایت بیشترین بخش خون به طرف آن و فشار وارده بر آن، در بسیاری از اوقات آن عضو دچار درد و سوزش و خارش و ورم می شود) همین طور نگاه کرده می شود که از کدام عضو مفرد، خون در حال کاسته شدن و اضافه شدن به عضو در حال تحریک است و کدام عضو مفرد در نهایت کم خونی قرار گرفته و تضعیف گردیده است.

عضو مفردی را که به خاطر برخورداری از خون زیاد، قدرتمند عمل می کند را «عضو در حال تحریک» و آن را که خون از آن در حال کاسته شدن و اضافه شدن به عضو در حال تحریک است، عضو در حال تحلیل» و آن را که در نهایت کم خونی قرار دارد «عضو تضعیف شده» می نامیم.

از نگاه قانون اعضای مفرد به جز خود اعضای مفرد، بقیه تمام اعضای بدن ، مرکب هستند و از مجموعه ای از «عضلات»، «غدد» و اعصاب» شکل گرفته اند و الزاما منشأ مشكل اعضای مرکب را باید در افراط و تفریط یا ضعف یکی از اعضای مفرد جستجو کرد.

عمدتا درمانگران (بالخصوص پزشکان، بیماری را مربوط به خود همان عضو بیمار می پندارند؛ حال آنکه این طور نیست. به طور نمونه معده یک عضو مرکب است و از مجموعه ای از عضلات، غدد و اعصاب شکل گرفته است. معده وقتی دچار عارضه می شود اطبای تجربی بدون توجه به تشخیص نوع مزاج بیمار بلادرنگ به سراغ نسخ مجرب می شتابند کما اینکه پزشکان نیز فقط معده را عضو بیمار می پندارند و به دنبال درمان آن بر خواهند آمد.)

اما نگاه قانون اعضای مفرد معطوف مزاج غالب و مشخص کردن شرایط عملکرد اعضای مفرد است که این امر درمان را به بهترین شیوه تسهیل می بخشد. درمانگر اعضای مفرد ابتدا نگاه می کند اگر مثلا علایم ظاهری مریض مربوط به غلبه ی بلغم در بدن او است بدون تردید عارضهی بوجود آمده بر معده ی بیمار نیز به بلغم و سرانجام به مغز ارتباط پیدا می کند و چنانچه از غلبه ی سودا است، بدون شک عارضه ی معده به سودا و سرانجام به قلب ارتباط پیدا می کند و چنانچه عارضه از غلبه ی صفرا است ، بدون تردید عارضه ی بوجود آمده بر معده، به صفرا و سرانجام به کبد ربط پیدا می کند و بالاخره بدین ترتیب تمام اعضای مرکب بیمار این گونه مورد بررسی و تحت درمان قرار خواهند گرفت.

 

شیوه معالجه و فرضیه های مربوط به آن

طب قانون اعضای مفرد می گوید: به ترتیب شماره از تحریک یکم گرفته تا تحریک ششم هرگاه یکی از این تحریک ها به اوج خود برسد، نهایتا تحریک شماره ی بعدی شکل می گیرد.

توضیح اینکه اوج گرفتن تحریک اعصابی عضلاتی منجر به آغاز تحریک عضلاتی اعصابی

و اوج گرفتن تحریک عضلاتی اعصابی منجر به آغاز تحریک عضلاتی غددی

و اوج گرفتن تحریک عضلاتی غددی منجر به آغاز تحریک غددی عضلاتی

و اوج گرفتن تحریک غددی عضلاتی منجر به آغاز تحریک غددی اعصابی

و اوج گرفتن تحریک غددی اعصابی منجر به آغاز تحریک اعصابی غددی

و نهایتا اوج گرفتن تحریک اعصابی غددی منجر به آغاز تحریک اعصابی عضلاتی خواهد شد.

 

در طب سنتی قدیم اشاره ای به این اصول صورت گرفته است و آن اینکه گفته شده است:

هرگاه دموی مزاج ها، غذاهای بسیار گرم مصرف کنند، مزاجشان به سودا تغییر خواهد یافت.

به دنبال توضیح ارایه شده باید گفت که از نگاه قانون اعضای مفرد همواره عضو تضعیف شده، بیمار فرض کرده میشود و با تحریک آن، عضو در حال تحریک به سمت تحلیل و به عبارتی به طرف کاسته شدن میزان تحریک آن برده می شود.

به طور نمونه اگر کبد در حال تحریک باشد، مغز را که در موقعیت تضعیف قرار می گیرد تحریک می کنند تا بدین شیوه از تحریک کبد کاسته شود و عارضه ی بیماری که به خاطر تحریک کبد به وجود آمده است از بین برود.

نتیجه گیری از این مبحث این گونه میشود که :

اگر بیمار در تحریک یکم قرار داشته باشد، لازم است اغذیه و ادویه ی تحریک دوم را برایش تجویز کرد و چنانچه بیمار در تحریک دوم قرار داشته باشد، لازم است او را با اغذیه و ادویه ی تحریک سوم درمان کرد و چنانچه مریض در تحریک سوم قرار داشته باشد، لازماست او را با اغذیه و ادویه ی تحریک چهارم درمان کرد و چنانچه بیمار در تحریک چهارم قرار داشته باشد، لازم است او را با اغذیه و ادویه ی تحریک پنجم درمان کرد و چنانچه بیمار در تحریک پنجم به سر میبرد، لازم است او را با اغذیه و ادویه ی تحریک ششم و چنانچه بیمار در تحریک ششم قرار داشته باشد، لازم است او را با اغذیه و ادویه ی تحریک یکم مداوا ساخت .

 

حکیم صابر ملتانی بانی طب قانون اعضای مفرد و شاگردش حکیم یاسین بر این شیوه ی درمان تأکید فراوان دارند و این شیوه به خاطر موافق بودنش با اصول درمان در طب سنتی و گیاهی، کار آمد نیز هست؛

اما چون مردم امروز به خاطر استفاده از داروهای شیمیایی به اصطلاح بد عادت شده اند و روند سریع درمان را انتظار دارند اما این شیوه ی درمان به خاطر زمان بر بودنش توسط بعضی از افراد عجول، ناکار آمد پنداشته شده است که البته این را نمی شود تنها به گردن طب قانون اعضای مفرد انداخت، بلکه تمام شیوه های درمانی گیاهی نیز اینگونه هستند.

 

جمع آوری توسط رسول حاجیان

 

 

 

جهت آشنایی با دیگر مقالات مرتبط با قانون مفرد اعضا اینجا کلید کنید.

آموزشگاه تکلیس

آموزشگاه آزاد علمی فنی و حرفه ای تکلیس

برگزار کننده دوره های آموزش طب سنتی ، داروسازی ، اعمالی یداوی و کشت بافت گیاهان دارویی

وبگاه: www.taklis.ir

نظرات

از پر شدن تمامی موارد الزامی ستاره‌دار (*) اطمینان حاصل کنید. کد HTML مجاز نیست.

با ما در ارتباط باشید

آموزشگاه تکلیس برگزار کننده دوره های تخصصی طب سنتی و داروسازی.

  • آدرس: قم ،صفاییه،ک19،فرعی اول سمت چپ،پ30
  • تلفن: 02537849424
  • ایمیل: info@taklis.ir
  • کانال تلگرام: taklis@
بالا
ما از کوکی ها برای بهبود وب سایت استفاده می کنیم. جزئیات بیشتر...